پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۶

سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند

شمع از آن نبود که هرگز سایه بر خاک افکند

من در عمری ز دلتنگی ندارم خنده یی

عاقبت چون پسته این غم بر دل چاک افکند

تا بکی گرد رهت باد از جبین من برد

کی بود کاین طوطیا در چشم نمناک افکند

دوزخی گردد هر آن منزل که من منزل کنم

بس که آهم آتشی در خاک و خاشاک افکند

با چنین آه جر سوزی که اهلی می‌کشد

گر نیابد کام خود آتش با افلاک افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۸من مجنون نمی یابم کسی محرم به حال خود
  2. شمارهٔ ۶۴۹گرچه بر ما روزگار تیره مشکل می‌رود
  3. شمارهٔ ۶۵۰در خواب گنج وصلت جان خراب ببیند
  4. شمارهٔ ۶۵۱تا عشق از آن ما شد بخت از جهان بر افتاد
  5. شمارهٔ ۶۵۲صید دست آموزم و قدرم نمیدانی چه سود
  6. شمارهٔ ۶۵۳غم و فرح بمن می پرست میگذرد
  7. شمارهٔ ۶۵۴کس از فراغ تو عیش و فراغ را چکند
  8. شمارهٔ ۶۵۵نیشکر قامت من آنکه دل من دارد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.