پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۴

کس از فراغ تو عیش و فراغ را چکند

می طرب چه خورد گشت باغ را چکند

کجا فراغ بود بی رخ تو عاشق را

وگر فراغ بود هم فراغ را چکند

به نوبهار نشاط است باغ و صحرا خوش

خزان رسیده غم باغ و راغ را چکند

دماغ کشته غم را بخور عود چه سود

شنید غمزده عطر دماغ را چکند

غبار غم بزبان گر نیاورد عاشق

چو شمع در غم او سوز و داغ را چکند

ز مهر روی تو اهلی چو شمع شب همه شب

بسوز و گریه خوش است او فراغ را چکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۶گویند که با غیری وین گرچه یقین باشد
  2. شمارهٔ ۶۵۷مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید
  3. شمارهٔ ۶۵۸با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
  4. شمارهٔ ۶۵۹هرکه مفلس گشت رسوای خلایق می‌شود
  5. شمارهٔ ۶۶۰اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآید
  6. شمارهٔ ۶۶۱یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
  7. شمارهٔ ۶۶۲دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
  8. شمارهٔ ۶۶۳لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.