پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۹

هرکه مفلس گشت رسوای خلایق می‌شود

آه از آن رسوایی دیگر که عاشق می‌شود

در زبان و دل خلافی نیست عاشق را چو شمع

عشق چون آمد زبان و دل موافق می‌شود

بگذار عالم چو عیسی تا بود قدرت بلند

زان که این کاری‌ست کز ترک علایق می‌شود

دانه تسبیح زاهد کی برد از رهم

مرغ چون باری به دام افتاد حاذق می‌شود

دامن پاک تو اهلی یافت از دامان پاک

دولت لایق نصیب مرد لایق می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۱یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
  2. شمارهٔ ۶۶۲دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
  3. شمارهٔ ۶۶۳لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد
  4. شمارهٔ ۶۶۴دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد
  5. شمارهٔ ۶۶۵گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند
  6. شمارهٔ ۶۶۶گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد
  7. شمارهٔ ۶۶۷مرا از دوریت تا کی صبوری کار خواهد بود
  8. شمارهٔ ۶۶۸گر دلت آینه صورت مقصود بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.