پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۰

اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآید

نفسی نه از دهانت بمراد کس برآید

توبکاکل پریشان نرسی ز هیچ راهی

که هزار دود آهت نه پیش و پس برآید

بتو حال من که گوید؟ که بحضرت سلیمان

که دهد مجال کانجا سخن مگس برآید

قفس تن من از بس که بمرغ جان بود تنگ

بپرد هزار فرسخ گر ازین قفس برآید

هوس وصال دارم اگرم کشی چه باک است

چه غم از هلاک باشد اگر این هوس برآید

تو گرم نه دل خراشی نکنم فغان و ناله

به خراش زخمی افغان زدل جرس برآید

ببلند همتی جو بر شاخ وصل اهلی

که مراد از آن سهی قد نه بدسترس برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۲دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
  2. شمارهٔ ۶۶۳لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد
  3. شمارهٔ ۶۶۴دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد
  4. شمارهٔ ۶۶۵گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند
  5. شمارهٔ ۶۶۶گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد
  6. شمارهٔ ۶۶۷مرا از دوریت تا کی صبوری کار خواهد بود
  7. شمارهٔ ۶۶۸گر دلت آینه صورت مقصود بود
  8. شمارهٔ ۶۶۹سوار من که سرخصم خاک راهت باد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.