پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۸

با همه شاد و ملول از من بیچاره شود

بیم آنست کزین غصه دلم پاره شود

آنکه ناشسته لب از شیر چنین میکشدم

وای بر جان من آنروز که میخواره شود

غم جان نیست مرا گر کشد از خوی بدم

جان فدایش غم از آنستکه خو کاره شود

تا کی آن زلف سیه دل که پریشان بادا

عاشق سوخته را مانع نظاره شود

از گرفتاری اهلی چه ملول است ایکاش

یک اشارت کند از غمزه و آواره شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۰اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآید
  2. شمارهٔ ۶۶۱یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
  3. شمارهٔ ۶۶۲دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
  4. شمارهٔ ۶۶۳لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد
  5. شمارهٔ ۶۶۴دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد
  6. شمارهٔ ۶۶۵گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند
  7. شمارهٔ ۶۶۶گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد
  8. شمارهٔ ۶۶۷مرا از دوریت تا کی صبوری کار خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.