پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۷

مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید

اگر خاری رود بیرون ز چشم من برون آید

بزهر چشم و خون دل بما جامی دهد ساقی

چه شادی بخشد آن جامی که از وی بوی خون آید

ز زخم حسرت فرهاد اگر کوه آگهی یابد

سزد کز چشمه چشمش سرشک لاله گون آید

فسون بر من مدم زاهد که من دیوانه عشقم

کجا با حال خود مجنون بتعویذ و فسون آید

در آن وادی که لیلی صورتان مجنون وشان جویند

اگر عاقل بود اهلی بزنجیر جنون آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۹هرکه مفلس گشت رسوای خلایق می‌شود
  2. شمارهٔ ۶۶۰اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآید
  3. شمارهٔ ۶۶۱یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
  4. شمارهٔ ۶۶۲دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
  5. شمارهٔ ۶۶۳لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد
  6. شمارهٔ ۶۶۴دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد
  7. شمارهٔ ۶۶۵گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند
  8. شمارهٔ ۶۶۶گهی که بر منت از مرحمت نظر باشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.