پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۵

نیشکر قامت من آنکه دل من دارد

سبز تلخی است که شیرینی ازو می بارد

تا چه برمیدهد آخر غم آن سرو که دل

روزگاری است که این تخم بلا میکارد

شکرین لعل لبش را سپه خط چو گرفت

چون مگس عاشق مسکین پس سر میخارد

آخر ای همنفسان کیست که از راه کرم

خاری از پای من سوخته بیرون آرد

بار دل چند کشی اهلی ازین سنگدلان؟

باری از جان تو این بار خدا بردارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۷مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید
  2. شمارهٔ ۶۵۸با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
  3. شمارهٔ ۶۵۹هرکه مفلس گشت رسوای خلایق می‌شود
  4. شمارهٔ ۶۶۰اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآید
  5. شمارهٔ ۶۶۱یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
  6. شمارهٔ ۶۶۲دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
  7. شمارهٔ ۶۶۳لعلت به تلخ گویی دل در خروش آرد
  8. شمارهٔ ۶۶۴دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.