پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۳

غم و فرح بمن می پرست میگذرد

که در دو صاف جهان هر چه هست می گذرد

نه آنچنان گذرد عیش ما که میخواهیم

ولی بهمت رندان مست می گذرد

چو بخت نیست به شیرین کجا رسد فرهاد

درین معامله کی زوردست می گذرد

دلم چو غنچه ازان گل چه طرف بر بندد

که چون نسیم بقصد شکست می گذرد

عجب که خانه عاشق نیفتد از بنیاد

که سیل گریه اش از پای بست می ذرد

نشسته یی بدر صبر تا به کی اهلی

بپای خیز که کار از نشست می گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۵نیشکر قامت من آنکه دل من دارد
  2. شمارهٔ ۶۵۶گویند که با غیری وین گرچه یقین باشد
  3. شمارهٔ ۶۵۷مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید
  4. شمارهٔ ۶۵۸با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
  5. شمارهٔ ۶۵۹هرکه مفلس گشت رسوای خلایق می‌شود
  6. شمارهٔ ۶۶۰اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآید
  7. شمارهٔ ۶۶۱یک بوسه هرگزم لب سیمین بری نداد
  8. شمارهٔ ۶۶۲دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.