پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۰

در خواب گنج وصلت جان خراب ببیند

مفلس خراب گنج است اما بخواب بیند

هر گه که مست آیی از بزم غیر بیرون

عاشق ز داغ غیرت خود را کباب بیند

آنرا که ساقیی تو لب تشنه بایدش مرد

گر گرد خود ز گریه صد جوی آب بیند

صاحب نظر چو یابی بر رخ چه پرده پوشی

کو آفتاب رویت از صد حجا بیند

بیند سزای خود را هم در کنار در دم

گر بی تو چشم گریان در آفتاب بیند

بیدار بخت مستی کز خواب سر برآرد

و اندر نظر چو نرگس جام شراب بیند

شیرین لبا، به اهلی لطفی نمای یکره

تا کی ز نوش لعلت زهر عتاب بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۲صید دست آموزم و قدرم نمیدانی چه سود
  2. شمارهٔ ۶۵۳غم و فرح بمن می پرست میگذرد
  3. شمارهٔ ۶۵۴کس از فراغ تو عیش و فراغ را چکند
  4. شمارهٔ ۶۵۵نیشکر قامت من آنکه دل من دارد
  5. شمارهٔ ۶۵۶گویند که با غیری وین گرچه یقین باشد
  6. شمارهٔ ۶۵۷مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید
  7. شمارهٔ ۶۵۸با همه شاد و ملول از من بیچاره شود
  8. شمارهٔ ۶۵۹هرکه مفلس گشت رسوای خلایق می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.