پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۱

گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟

کار شکسته یی را سامان دهی چه باشد؟

جایی که بیدلان را در کار تو زیان شد

گر تو به نیم خنده تاوان دهی چه باشد؟

چشم تو کار ما را سازد بیک کرشمه

گر اینقدر تو ما را فرمان دهی چه باشد؟

لب تشنه امیدیم ای ابر رحمت از تو

کشت امید ما را باران دهی چه باشد؟

آنجا که با حریفان می نوشی آشکارا

گر جرعه یی به اهلی پنهان دهی چه باشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۳ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شد
  2. شمارهٔ ۶۴۴نسیم باد بهارم بهوش می آرد
  3. شمارهٔ ۶۴۵رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد
  4. شمارهٔ ۶۴۶سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند
  5. شمارهٔ ۶۴۷من که بیهوشم از او مست شرابم می‌کنید
  6. شمارهٔ ۶۴۸من مجنون نمی یابم کسی محرم به حال خود
  7. شمارهٔ ۶۴۹گرچه بر ما روزگار تیره مشکل می‌رود
  8. شمارهٔ ۶۵۰در خواب گنج وصلت جان خراب ببیند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.