پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۰

چون غنچه بیدل تنگیی کسرا لبی خندان نشد

یوسف عزیز مصر هم بی خواری زندان نشد

چندانکه دیدم ای پری جور ترا نامردمم

گر در دلم از جور تو مهر تو صد چندان نشد

دور از تو بودم تنگدل تا نامدی سویم دگر

چونغنچه ام نگشود دل چون گل لبم خندان نشد

دیوانه باشد عاقلی کو پند مجنون میدهد

درمان درد عاشقان پند خردمندان نشد

از عشق و مستی زاهدان اهلی اگر منعم کنند

من رند عاشق‌پیشه‌ام کس مانع رندان نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۲در کوی بتان جز بفقیری نتوان بود
  2. شمارهٔ ۶۴۳ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شد
  3. شمارهٔ ۶۴۴نسیم باد بهارم بهوش می آرد
  4. شمارهٔ ۶۴۵رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد
  5. شمارهٔ ۶۴۶سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند
  6. شمارهٔ ۶۴۷من که بیهوشم از او مست شرابم می‌کنید
  7. شمارهٔ ۶۴۸من مجنون نمی یابم کسی محرم به حال خود
  8. شمارهٔ ۶۴۹گرچه بر ما روزگار تیره مشکل می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.