پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸

با من رقیب دون کسی از همدمی نشد

خود را خراب کردم و او آدمی نشد

از جان گسستم و نگسستم ز عهد تو

هرگز بنای عهد بدین محکمی نشد

شادی دهر اگر چه نیر زد بغم ولی

کسی در زمانه شاد هم از بیغمی نشد

ای پیر میفروش گدای توام که کس

محروم از در تو به بیدرهمی نشد

بوی نشاط بر دل اهلی نمیوزد

گویی نصیب اهل دلان خرمی نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۰چون غنچه بیدل تنگیی کسرا لبی خندان نشد
  2. شمارهٔ ۶۴۱گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟
  3. شمارهٔ ۶۴۲در کوی بتان جز بفقیری نتوان بود
  4. شمارهٔ ۶۴۳ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شد
  5. شمارهٔ ۶۴۴نسیم باد بهارم بهوش می آرد
  6. شمارهٔ ۶۴۵رقیب از رشک من هر لحظه در خارها دارد
  7. شمارهٔ ۶۴۶سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکند
  8. شمارهٔ ۶۴۷من که بیهوشم از او مست شرابم می‌کنید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.