پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۵

گر کشد گاهی عنان از ناز و میل ما کند

توسن نازش ز خوبی باز تندیها کند

قطره یی از اشک خود در ساغرش خواهم فکند

باشد این تخم محبت در دل او جا کند

جلوه طاووس حسنش صید شاهان میکند

من که درویشم بسوی من کجا پروا کند

با چنین حسن و ملاحت وه چه خوش میزیبدش

گوشه چشمی که سوی ما باستغنا کند

چون نسازد با غمش اهلی که گر گردد ملک

همچو او حوری پریوش از کجا پیدا کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۷لبت از روزه چرا خشک چو عناب شود
  2. شمارهٔ ۶۳۸با من رقیب دون کسی از همدمی نشد
  3. شمارهٔ ۶۳۹ای شاه حسن آنکه ترا تخت و تاج داد
  4. شمارهٔ ۶۴۰چون غنچه بیدل تنگیی کسرا لبی خندان نشد
  5. شمارهٔ ۶۴۱گر درد خسته یی را درمان دهی چه باشد؟
  6. شمارهٔ ۶۴۲در کوی بتان جز بفقیری نتوان بود
  7. شمارهٔ ۶۴۳ز تاب آتش غم سینه چاک خواهم شد
  8. شمارهٔ ۶۴۴نسیم باد بهارم بهوش می آرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.