پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۵

جز در حرم کوی تو دل خانه نگیرد

مرغ دل ما انس به بیگانه نگیرد

من عاشقم از می زدنم عیب نشاید

صاحب خرد این نکته بدیوانه نگیرد

از دانه اشکی که فشانم بسوی صید

کس مرغ بهشتی بچنین دانه نگیرد

در عشق بتان شرح بلا غایت خامی است

دل سوخته هنگامه بر افسانه نگیرد

هر کی که چشد چاشنی درد محبت

درمان نبود تاره میخانه نگیرد

از پرتو خورشید فلک بیش برد فیض

درویش اگر رخنه ویرانه نگیرد

اهلی اگر آن شمع بپروانه زد آتش

باشد که در او آتش پروانه نگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۷مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد
  2. شمارهٔ ۶۲۸حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند
  3. شمارهٔ ۶۲۹هر کس که طاق ابروی او سجده گه کند
  4. شمارهٔ ۶۳۰حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد
  5. شمارهٔ ۶۳۱بر شمع فلک حسنت آن لحظه که ناز آرد
  6. شمارهٔ ۶۳۲گرچه اشک من خبر از بی‌گناهی می‌دهد
  7. شمارهٔ ۶۳۳در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
  8. شمارهٔ ۶۳۴مرا دردی است کز درمان کس تسکین نخواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.