پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۷

مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد

دندان بدین رطب که تو داری فرو برد

در دور چشم مست تو ایشوخ، شیخ شهر

گردن نهاد کز پی رندان سبو برد

چشم تو جادویی است که هاروت را بسحر

از جوی تشنه آرد و بازش بجو برد

نام پری ز شوق تو گه گاه می برم

کس را چه حد که نام تو ای تندخو برد

پیشت نهاد پنجه خورشید پشت دست

با آنکه حسنش از همه آفاق گو برد

سودی نداشت گریه که بر روی زرد من

رنگی نریختی که کس از شستشو برد

چون میرم از غمش بمسیحم چه حاجت است

اهلی همین بسم که کسی نام او برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۹هر کس که طاق ابروی او سجده گه کند
  2. شمارهٔ ۶۳۰حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد
  3. شمارهٔ ۶۳۱بر شمع فلک حسنت آن لحظه که ناز آرد
  4. شمارهٔ ۶۳۲گرچه اشک من خبر از بی‌گناهی می‌دهد
  5. شمارهٔ ۶۳۳در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
  6. شمارهٔ ۶۳۴مرا دردی است کز درمان کس تسکین نخواهد شد
  7. شمارهٔ ۶۳۵گر کشد گاهی عنان از ناز و میل ما کند
  8. شمارهٔ ۶۳۶به هر ناجنس چون طوطی دل ما کی سخن دارد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.