پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۶

دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید

کجا بطالع من هرگز این ستاره بر آید

اگر براه امیدش هزار سال نشینم

هزار ساله مرادم بیک نظاره بر آید

وگرچه در دل من دوزخی است زآتش عشق

بسوزم و نگذارم که یک شراره بر آید

ز بسکه سینه خراشم ز خار خار فراقش

به ناخنم چو گل از تن هزار پاره بر آید

زمین معرکه پیدا نمی شود ز حریفان

مگر که ماه من از گوشه یی سواره بر اید

دل رقیب ندارد فروغ نور محبت

چگونه آتش موسی ز سنگ خاره بر آید

مترس اهلی از افغان شیخ و یارب صوفی

مهل که ناله رند شرابخواره بر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۸حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند
  2. شمارهٔ ۶۲۹هر کس که طاق ابروی او سجده گه کند
  3. شمارهٔ ۶۳۰حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد
  4. شمارهٔ ۶۳۱بر شمع فلک حسنت آن لحظه که ناز آرد
  5. شمارهٔ ۶۳۲گرچه اشک من خبر از بی‌گناهی می‌دهد
  6. شمارهٔ ۶۳۳در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشد
  7. شمارهٔ ۶۳۴مرا دردی است کز درمان کس تسکین نخواهد شد
  8. شمارهٔ ۶۳۵گر کشد گاهی عنان از ناز و میل ما کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.