پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۰

جان به فکر جهان نمی‌ارزد

این جهان هم به آن نمی‌ارزد

بر زمین یک زمان چو دلتنگی

به زمین و زمان نمی‌ارزد

سود عالم زیان عاقبت است

هیچ سود این زیان نمی‌ارزد

صحبت باغ اگرچه روح‌افزاست

منت باغبان نمی‌ارزد

پیش ما عاشقان ناپروا

زندگی رایگان نمی‌ارزد

ذوق مستی و می‌ْپرستی هم

طعنه ناکسان نمی‌ارزد

اهلی از کس مخواه مرهم دل

که به زخم زبان نمی‌ارزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۲گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد
  2. شمارهٔ ۶۲۳بی تو چو شمع کرده ام گریه و خنده کار خود
  3. شمارهٔ ۶۲۴جام وصلت بکف کج نظران نتوان دید
  4. شمارهٔ ۶۲۵جز در حرم کوی تو دل خانه نگیرد
  5. شمارهٔ ۶۲۶دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
  6. شمارهٔ ۶۲۷مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد
  7. شمارهٔ ۶۲۸حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند
  8. شمارهٔ ۶۲۹هر کس که طاق ابروی او سجده گه کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.