پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۱

از تماشای تو کس منع دل ما نکند

صورت خوب که بیند؟ که تماشا نکند

پیش ما دار فنا مرتبه معراج است

جز شهید غمت این مرتبه پیدا نکند

پر مکن عیب سیه رویی خورشید پرست

که ترا غیرت این آینه رسوا نکند

با وجود تو بمحراب کسی سر چه نهد

جای آنست که سر پیش تو بالا نکند

شمع رخسار تو در سوختن خسته دلان

آفتابی است که یکذره محابا نکند

در صوفی بگشایند بآن شرط ولی

که در عربده بر درد کشان وا نکند

باده اهلی بکسی پیر خرابات دهد

که بنوشد می و بنشیند و غوغا نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۳بی تو چو شمع کرده ام گریه و خنده کار خود
  2. شمارهٔ ۶۲۴جام وصلت بکف کج نظران نتوان دید
  3. شمارهٔ ۶۲۵جز در حرم کوی تو دل خانه نگیرد
  4. شمارهٔ ۶۲۶دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
  5. شمارهٔ ۶۲۷مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برد
  6. شمارهٔ ۶۲۸حدیث ما و تو هر بوالهوس نمیداند
  7. شمارهٔ ۶۲۹هر کس که طاق ابروی او سجده گه کند
  8. شمارهٔ ۶۳۰حسن کس از دلم آن شکل و شمایل نبرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.