پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۴

تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد

بیار باده که کشتی بخشک کم گذرد

در آتش که منم همدمی کجا یابم

مگر صبا بمن از غایت کرم گذرد

وفا ز تنگ دهانان مجو که اینمعنی

حکایتی است که در عالم عدم گذرد

دلا، به نیک و بد دهر صبر کن کآخر

غم حبیب و جفای رقیب هم گذرد

قدم ز عالم هستی برون زدی اهلی

کجاست مرد رهی کز تو یکقدم گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۶هر گرد بلایی که خدا خواسته باشد
  2. شمارهٔ ۶۱۷کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟
  3. شمارهٔ ۶۱۸مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد
  4. شمارهٔ ۶۱۹گرچه با روی نکو خوی نکو می باید
  5. شمارهٔ ۶۲۰جان به فکر جهان نمی‌ارزد
  6. شمارهٔ ۶۲۱از تماشای تو کس منع دل ما نکند
  7. شمارهٔ ۶۲۲گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد
  8. شمارهٔ ۶۲۳بی تو چو شمع کرده ام گریه و خنده کار خود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.