پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۷

کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟

دست بریده حالش دست بریده داند

خسرو ندیده حرمان کی ذوق وصل یابد

قدر بلان شیرین تلخی چشیده داند

کی مرهم وصالی بخشد به سینه ریشان

مستی که چاک سینه جیب دریده داند

نا آشنای من کو نا دیده کرد دیده

گر بشنود فغانم هم ناشنیده داند

گستاخ پا نهادن نتوان بخاک کویت

کاین خاک راه اهلی نور دو دیده داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۹گرچه با روی نکو خوی نکو می باید
  2. شمارهٔ ۶۲۰جان به فکر جهان نمی‌ارزد
  3. شمارهٔ ۶۲۱از تماشای تو کس منع دل ما نکند
  4. شمارهٔ ۶۲۲گر صد هزار رنج و تعب باغبان برد
  5. شمارهٔ ۶۲۳بی تو چو شمع کرده ام گریه و خنده کار خود
  6. شمارهٔ ۶۲۴جام وصلت بکف کج نظران نتوان دید
  7. شمارهٔ ۶۲۵جز در حرم کوی تو دل خانه نگیرد
  8. شمارهٔ ۶۲۶دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.