پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۲

باز از فریب وعده دلم را شکیب داد

صد بارش آزمودم و بازم فریب داد

زیب جمال او نه که مشاطه داده است

خورشید را که زینت و آیین و زیب داد؟

در رشک آن سرم که بفتراک خویش بست

کو را هزار بوسه به ران و رکیب داد

بخت از لبش دهد همه را بیحساب بخش

مارا که نیست وعده بروز حسیب داد

شادم بوصل و هجر که کشتی بخت هم

در موج عشق تن بفراز و نشیب داد

من خود سگ که ام که بر آن کوی بگذرم

جایی که شیر را سگ کویش نهیب داد

از خنده گر نداد شکیب دل آن پری

اهلی ز گریه داد دل آن ناشکیب داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۴تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
  2. شمارهٔ ۶۱۵گشتیم پیر و یار همان نوجوان که بود
  3. شمارهٔ ۶۱۶هر گرد بلایی که خدا خواسته باشد
  4. شمارهٔ ۶۱۷کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟
  5. شمارهٔ ۶۱۸مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد
  6. شمارهٔ ۶۱۹گرچه با روی نکو خوی نکو می باید
  7. شمارهٔ ۶۲۰جان به فکر جهان نمی‌ارزد
  8. شمارهٔ ۶۲۱از تماشای تو کس منع دل ما نکند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.