پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۱

منت قتل از رقیبم باز می باید کشید

بخت بدبین کز اجل هم ناز میباید کشید

شمع من چون نیست غیر از سوختن انجام وصل

دامن از وصل تو هم ز آغاز میباید کشید

یا سر خود در ره دلدار میباید نهاد

یا قدم از راه یاری باز میباید کشید

چشم او تا یک نظر بر حال مسکینان کند

صد جفا زان نرگس غماز میباید کشید

بخت اگر یارست اهلی غم نگردد گرد دل

بار غم از طالع نا ساز میباید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۳دل ز جور فلک بجان آمد
  2. شمارهٔ ۶۱۴تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
  3. شمارهٔ ۶۱۵گشتیم پیر و یار همان نوجوان که بود
  4. شمارهٔ ۶۱۶هر گرد بلایی که خدا خواسته باشد
  5. شمارهٔ ۶۱۷کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟
  6. شمارهٔ ۶۱۸مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد
  7. شمارهٔ ۶۱۹گرچه با روی نکو خوی نکو می باید
  8. شمارهٔ ۶۲۰جان به فکر جهان نمی‌ارزد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.