پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۰

گرچه کار دلم از صبر به سامان نشود

هم صبوری که کس از صبر پشیمان نشود

جانِ ثابت‌قدم آن است که در راهِ وفا

خاکِ ره گردد و یک ذره پریشان نشود

آنکه صد سال پرستنده بود لعبت چین

کافرم گر به هوای تو مسلمان نشود

تا تو راهی ننهی پیش من ای کعبهٔ وصل

مشکل کار من از سعی خود آسان نشود

اهلی آسوده ز نومیدی خود باش که عشق

کیمیایی‌ست که بی‌مایهٔ حرمان نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۲باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
  2. شمارهٔ ۶۱۳دل ز جور فلک بجان آمد
  3. شمارهٔ ۶۱۴تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
  4. شمارهٔ ۶۱۵گشتیم پیر و یار همان نوجوان که بود
  5. شمارهٔ ۶۱۶هر گرد بلایی که خدا خواسته باشد
  6. شمارهٔ ۶۱۷کس چون غم زلیخا یوسف ندیده داند؟
  7. شمارهٔ ۶۱۸مرا ز هجر بهشتی رخی بجان دارد
  8. شمارهٔ ۶۱۹گرچه با روی نکو خوی نکو می باید
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.