پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۳

خون شد جگر از خنده که آن رشک ملک زد

تا چند توان بر جگر ریش نمک زد

چند از دل آلوده صفا خرج توان کرد

آخر مس قلبم همه عالم به محک زد

دود دل من دامنت ای ماه بگیراد

هر چند که از جور تو آتش بفلک زد

در عشق مجو وصل که از هجر بسوزی

هر کس که دوشش خواست درین نرد دو یک زد

اهلی سفر از خانقهت هست مبارک

چون پیر مغان نعره الله معک زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۵بر آستان حرم زاهدی که سر میزد
  2. شمارهٔ ۶۰۶شوقی دگر امروز دلم سوی تو دارد
  3. شمارهٔ ۶۰۷قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسد
  4. شمارهٔ ۶۰۸رخت که پیر و جوان را بیک نظر سوزد
  5. شمارهٔ ۶۰۹تا یار ز شوخی بکناری ننشیند
  6. شمارهٔ ۶۱۰گرچه کار دلم از صبر به سامان نشود
  7. شمارهٔ ۶۱۱منت قتل از رقیبم باز می باید کشید
  8. شمارهٔ ۶۱۲باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.