پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۵

بر آستان حرم زاهدی که سر میزد

شبش به میکده دیدم دری دگر میزد

خوش آنکه در ره خود روی چون رزم میدید

ز نعل مرکب خود سکه یی بزر میزد

شعاع شمع فلک پیش آتشین رویش

به صد هزار زبان بانک الحذر میزد

خراب فتنه خال و خطش نه امروزم

که در دل ازل این تخم فتنه سر میزد

ز خار پای کشیدن از آن کشیدم دست

که زخم سوزنم از طعنه بیشتر میزد

خوش آن طبیب که اهلی چو مرهمی میجست

هزار ناوکش از غمزه بر جگر میزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۷قاصد رسید و بوی خوشی باز میرسد
  2. شمارهٔ ۶۰۸رخت که پیر و جوان را بیک نظر سوزد
  3. شمارهٔ ۶۰۹تا یار ز شوخی بکناری ننشیند
  4. شمارهٔ ۶۱۰گرچه کار دلم از صبر به سامان نشود
  5. شمارهٔ ۶۱۱منت قتل از رقیبم باز می باید کشید
  6. شمارهٔ ۶۱۲باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
  7. شمارهٔ ۶۱۳دل ز جور فلک بجان آمد
  8. شمارهٔ ۶۱۴تهیست کشتی می عمر از آن بغم گذرد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.