پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۱

روزی که ماه ابروی آن شوخ کم نمود

روزی بما گذشت که صد سال غم نمود

در سینه تخم مهر چه حاصل دهد که بخت

از زخم ناخنم همه داس ستم نمود

جان بخشدت سگم چو قدم بر سرم نهد

مارا سگ تو هم قدم و هم کرم نمود

تا یافتیم پایه معراج نیستی

راه هزار ساله بما یک قدم نمود

عشق تو بسته بود ره از شش جهت بخلق

هجرت دلیل ما شد و راه عدم نمود

گر راه کعبه بر دگران میزند صنم

اهلی دلش بکعبه دل آن صنم نمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۳شام غم دل‌خستگان را بی‌تو جان بر لب رسد
  2. شمارهٔ ۵۸۴از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود
  3. شمارهٔ ۵۸۵امید وصالت فرح جان حزین بود
  4. شمارهٔ ۵۸۶عمرم بآه و ناله و فریاد می رود
  5. شمارهٔ ۵۸۷ای کرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود
  6. شمارهٔ ۵۸۸کی سگت از استخوان من شکار من شود
  7. شمارهٔ ۵۸۹نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد
  8. شمارهٔ ۵۹۰یارم به چوگان باختن چون رو به میدان می‌نهد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.