پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۰

کس چون تو نبودست و نخواهد پس ازین بود

در باغ جهان میوه مقصود همین بود

در کعبه و بتخانه در من نگشادند

مارا همه جا بخت بدخویش قرین بود

دل گوشه تنگی است ولی وقف غم تست

تا بود غمت در دل ما گوشه نشین بود

لب بسته ام از شکر و شکایت که رخ تو

هم راحت جان آمد وهم آفت دین بود

از خاک بتان در سر کوی تو چه دیدیم

در هر قدمی بتکده یی زیر زمین بود

تا باد صبا نافه گشا گشت عیان شد

کز زلف تو خون در جگر نافه چنین بود

کر آهوی چشمت نظر از لطف به اهلی

با آنکه سگی همچو رقیبش بکمین بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۲بقرار یک نظر دل ز تو چون کنار گیرد
  2. شمارهٔ ۵۸۳شام غم دل‌خستگان را بی‌تو جان بر لب رسد
  3. شمارهٔ ۵۸۴از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود
  4. شمارهٔ ۵۸۵امید وصالت فرح جان حزین بود
  5. شمارهٔ ۵۸۶عمرم بآه و ناله و فریاد می رود
  6. شمارهٔ ۵۸۷ای کرده چشمت عالمی مست از شراب ناز خود
  7. شمارهٔ ۵۸۸کی سگت از استخوان من شکار من شود
  8. شمارهٔ ۵۸۹نقد دلم چو غنچه به مستی ز دست شد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.