پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۱

کس عشوه خونخواری او را نشناسد

کس دشمنی و یاری او را نشناسد

از بسکه رخ از عربده افروخته چون گل

کس مستی و هشیاری او را نشناسد

درمان دل خسته بعمدا نکند یار

آن نیست که بیماری او را نشناسد

بیداری چشم از غم دل بود همه شب

دل چون حق بیداری او را نشناسد

ترسم که وفایی نکند یار به اهلی

چون قدر وفا داری او را نشناسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۳جان هلاک از شوق و یار از دیه ما می‌رود
  2. شمارهٔ ۵۷۴در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند
  3. شمارهٔ ۵۷۵چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند
  4. شمارهٔ ۵۷۶زلف قلابش ز کف دل‌ها چو ماهی می‌برد
  5. شمارهٔ ۵۷۷گرسنه شرح زخمت گوید گنه ندارد
  6. شمارهٔ ۵۷۸فلک که مشعل مهرش زبام میسوزد
  7. شمارهٔ ۵۷۹روی نیاز ما همه دم بر زمین بود
  8. شمارهٔ ۵۸۰کس چون تو نبودست و نخواهد پس ازین بود
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.