پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند

یوسف کی این عزیزی هرگز بخواب بیند

ما از صفای آن رخ حق بین شدیم و صوفی

این نکته در نیابد گر صد کتاب بیند

من گرچه دل خرابم بر من چه التفاتش

گنجی که از غم خود عالم خراب بیند

دل از بهشت وصلش چون راحتی نیابد

از دوزخ فراقش تا کی عذاب بیند

خوش وقت نیکبختی کز فیض ابر رحمت

چون گل مدام در کف جام شراب بیند

لب تشنه ماند اهلی بی لعل یار هر چند

از گریه هر کناری صد جوی آب بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۸مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود
  2. شمارهٔ ۵۶۹چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود
  3. شمارهٔ ۵۷۰شادمان از وصل جانان بخت ما هرگز نبود
  4. شمارهٔ ۵۷۱کس عشوه خونخواری او را نشناسد
  5. شمارهٔ ۵۷۲گر جوش گریه یی دل خامت بر آورد
  6. شمارهٔ ۵۷۳جان هلاک از شوق و یار از دیه ما می‌رود
  7. شمارهٔ ۵۷۴در عشق اگر از کشته شدن مرد بماند
  8. شمارهٔ ۵۷۵چند چراغ آه من عمر مرا تبه کند
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.