پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۳

عاشق دلریش را زخم تو مرهم دهد

مرده دلانرا شفا عیسی مریم دهد

صید خودم از چه کرد چشم تو کز من رمید

آهوی چشم خوشت بازی آدم دهد

صد گل راحت دمد از پی هر خار غم

ناله ز زخمی مکن کانهمه مرهم دهد

تلخی غم عاقبت کام تو شیرین کند

آنکه می تلخ داد نقل وفا هم دهد

گر تو بغم راضیی شادی و محنت یکی است

شاد شو از داد دوست گر همه ماتم دهد

می به طلب کم دهد، ساقی بدخوی را

گر تو طلب کم کنی جام دمادم دهد

هرکه چو اهلی شناخت قیمت حسن تو را

یکسر موی ترا کی بدو عالم دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۵وجود ما زغمت تا عدم نخواهد شد
  2. شمارهٔ ۵۶۶در سجده خود آن مه صد آفتاب بیند
  3. شمارهٔ ۵۶۷سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
  4. شمارهٔ ۵۶۸مایه خوبی غم بیچارگان خوردن بود
  5. شمارهٔ ۵۶۹چشم مجنون هرچه بیند صورت لیلی بود
  6. شمارهٔ ۵۷۰شادمان از وصل جانان بخت ما هرگز نبود
  7. شمارهٔ ۵۷۱کس عشوه خونخواری او را نشناسد
  8. شمارهٔ ۵۷۲گر جوش گریه یی دل خامت بر آورد
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.