پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۲۹

خدایگانا جایی رسیدی از رفعت

که چرخ پایه قدر تو درنمی‌یابد

ز آفتاب عجب مانده‌ام که می‌تابد

مگر ز نور ضمیرت خبر نمی‌یابد؟

به درگاه تو مقیم است فتح از آنکه به حق

چو درگه تو مقام دگر نمی‌یابد

تویی که نصرت دینی و بر مخلاف دین

به جز ز تیغ تو دولت ظفر نمی‌یابد

ز بیم خنجر کشورگشای تو بدخواه

چو بخت تو نفسی خواب و خور نمی‌یابد

چو تیر چار پرت از کمان روانه شود

به جز دو چشم عدو رهگذر نمی‌یابد

عدوی بی‌سر و پا می‌کشد سر از خط تو

چو می‌برد به کله دست سر نمی‌یابد

کسی که کان سخن می‌کند به بحر علوم

به جز مَحامِدِ جودت گهر نمی‌یابد

چو موجب است که بر جای من سخای تو را

نواله وقت خورش جز جگر نمی‌یابد؟

گذشت عمری تابنده‌ات ظهیر ندیم

ز سایه تو به رحمت نظر نمی‌یابد؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱خدایگان جهان شهریار روی زمین
  2. شمارهٔ ۳۲جمال دین سر احرار روزگار حسن
  3. شمارهٔ ۳۳سر اکابر آفاق شمس دولت و دین
  4. شمارهٔ ۳۴پناه ملت اسلام مجد دولت و دین
  5. شمارهٔ ۳۵جلال ملت و دین،تو گمان مبر که دگر
  6. شمارهٔ ۳۶خداوندا من آن جراح عمرم
  7. شمارهٔ ۳۷خورشید صدور عصر،صدرالدین
  8. شمارهٔ ۳۸خدیو عرصه ملک و پناه دولت و دین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.