پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۲۸

خدایگان کرام جهان رضی الدین

تویی که همت تو هست با فلک همزاد

زمانه چون تو کریمی به عهد ندید

سپهر چون تو لطیفی به هیچ دور نزاد

بخاست ساعقه آنجا که دشمنت بنشست

بمرد حادثه آن شب که دولت تو بزاد

نسیم لطف تو در باغ دامنی بفشاند

دمید نکهت عنبر ز طرّه شمشاد

سموم قهر تو با کوه صدمتی بنمود

بمرد آتش موهوم در دل پولاد

چنار پیش تو لاف از گشاده دستی زد

کنون ندارد در دست زان سخن جز باد

از آن لطایف نعمت که یاد فرمودی

اگر نهم به مثل شکر صد یکی بنیاد

چو سرو تا ابد اندر مقام آزادی

بخدمت تو پیاپی ببایدم استاد

تو فرض کن که چو سوسن همه زبان گشتم

کجا ز عهده تقریر آن شوم آزاد

مرا از آن گره بسته یاد می آید

که چند کار فرو بسته مرا بگشاد

توقفی که در آن باب می رود امسال

اگر ز توست مکن ور ز بی زریست مباد

چنین که من به تقاضای زر فرو شده ام

حدیث غلّه عجب گر بمانده ام بر یاد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰پناه ملت اسلام و قطب آل رسول
  2. شمارهٔ ۳۱خدایگان جهان شهریار روی زمین
  3. شمارهٔ ۳۲جمال دین سر احرار روزگار حسن
  4. شمارهٔ ۳۳سر اکابر آفاق شمس دولت و دین
  5. شمارهٔ ۳۴پناه ملت اسلام مجد دولت و دین
  6. شمارهٔ ۳۵جلال ملت و دین،تو گمان مبر که دگر
  7. شمارهٔ ۳۶خداوندا من آن جراح عمرم
  8. شمارهٔ ۳۷خورشید صدور عصر،صدرالدین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.