پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۳۲

جمال دین سر احرار روزگار حسن

ایا به جنب بزرگیت صحن عالم خرد

تویی که منشی فرمان تو به دست نفاذ

حروف حادثه از روی آسمان بسترد

هر آن شمار که خصم تو از جهان برداشت

فذلکش نفس چند بود هم بشمرد

اگر چه پشت مرا از قبول تو گرم است

دلم ز سردی دوران آسمان بفسرد

یکی غم از دل من پای باز پس نکشید

مگر دست به دستش به دیگری بسپرد

اگر چه عاشق بزم توام گرانی خویش

سبک سبک به کریمان نمی توانم برد

مرا دلیست ز صد گونه درد مالامال

ز لطف تو سر آن درد ریز جامی درد

تو سایه افکن و انگار کافتاب نماند

تو شاد زی و چنان دان که روزگار بمرد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴پناه ملت اسلام مجد دولت و دین
  2. شمارهٔ ۳۵جلال ملت و دین،تو گمان مبر که دگر
  3. شمارهٔ ۳۶خداوندا من آن جراح عمرم
  4. شمارهٔ ۳۷خورشید صدور عصر،صدرالدین
  5. شمارهٔ ۳۸خدیو عرصه ملک و پناه دولت و دین
  6. شمارهٔ ۳۹صدر صدور مشرق و مغرب نظام دین
  7. شمارهٔ ۴۰ای خداوندی که خاک درگهت را ز اعتقاد
  8. شمارهٔ ۴۱گر امین را به ولی عهد ملک
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.