پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۴۰

ای خداوندی که خاک درگهت را ز اعتقاد

خستگان تیر محنت نوش‌دارو کرده‌اند

تا عروس ملک در پیوند شاهیت آمده است

در جهان پیوند ظلم و فتنه یک سو کرده‌اند

نه فلک بر خوان اِنعامت به پنج انگشت آز

قرب ده نوبت شکم را چار پهلو کرده‌اند

اجتماع اختران دانی که در میزان چراست

خود نکو دانی که آن خدمت چه نیکو کرده‌اند

از برای قیمت یک ذره خاک پای تو

نقد هفت اقلیم گردون در ترازو کرده‌اند

حاسدت در حبس محنت باد دایم چار میخ

تا طناب خیمه آفاق شش تو کرده‌اند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۲ای گشته جهان جان ز مدحت
  2. شمارهٔ ۴۳ای فلک قدری که هر شب رای رو شنت
  3. شمارهٔ ۴۴ای قضا صولتی که در عالم
  4. شمارهٔ ۴۵پناه ملت و راعی خلق نصرة دین
  5. شمارهٔ ۴۶عماد دولت ودین صدر و پیشوای جهان
  6. شمارهٔ ۴۷مرا جان و دل نزد آن سرکش است
  7. شمارهٔ ۴۸ایا نموده به صد علم در جهان معجز
  8. شمارهٔ ۴۹به خواب دوش چنان دیدمی که صدر جهان
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.