پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۳۹

صدر صدور مشرق و مغرب نظام دین

بر رقعه کمال تو شاهان پیاده‌اند

چرخ بلند و همت عالیت گوییا

هردو به هم ز یک رحم و صلب زاده‌اند

احباب تو به ذُوره دولت رسیده‌اند

واعدات در حضیض مذلت فتاده‌اند

در امتثال حکم تو آزادگان دهر

با سرو در چمن شب و روز ایستاده‌اند

عمری‌ست صاحبا که خطیبان خاطرم

یکسر زبان به خطبه مدحت گشاده‌اند

چون دیدم از طریق فراست که بی‌مُکاس

دست و دلت وظیفه ارزاق داده‌اند

گفتم مگر که رسم تقاضا براوفتاد

این رسم خود به طالع ثابت نهاده‌اند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۱گر امین را به ولی عهد ملک
  2. شمارهٔ ۴۲ای گشته جهان جان ز مدحت
  3. شمارهٔ ۴۳ای فلک قدری که هر شب رای رو شنت
  4. شمارهٔ ۴۴ای قضا صولتی که در عالم
  5. شمارهٔ ۴۵پناه ملت و راعی خلق نصرة دین
  6. شمارهٔ ۴۶عماد دولت ودین صدر و پیشوای جهان
  7. شمارهٔ ۴۷مرا جان و دل نزد آن سرکش است
  8. شمارهٔ ۴۸ایا نموده به صد علم در جهان معجز
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.