پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۴۷

مرا جان و دل نزد آن سرکش است

که جان بوسه بر خنجرش می‌دهد

ز سرگشتگی دان تو این دردسر

که گردون بد اخترش می‌دهد

چو درد سر خلق او می‌کشد

فلک نیز درد سرش می‌دهد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۹به خواب دوش چنان دیدمی که صدر جهان
  2. شمارهٔ ۵۰مربی فضلای زمانه شمس الدین
  3. شمارهٔ ۵۱ای به شش ضرب از جهان در نرد جباری فِره
  4. شمارهٔ ۵۲عمادالدین تو آن تقدیر حکمی
  5. شمارهٔ ۵۳ای بر سر ساکنان گردون
  6. شمارهٔ ۵۴سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین
  7. شمارهٔ ۵۵ای دیده روزگار ز دیوان جود تو
  8. شمارهٔ ۵۶سر اکابر دولت صفی دولت و دین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.