پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۵۱

ای به شش ضرب از جهان در نرد جباری فِره

تا ابد دوات روان بادا و حکمت بر نفاذ

گرچه اقبال تو از راه محابا دور چند

یافت با خصمت لباساتی بسی نرد گشاد

زخم تیغ بندگانت بس موافق بود و نیز

کعبتینهایی که پیکرش آن چنان یاری بداد

لاجرم چون کعبتینش باز مالیدی به وقت

داو افزون کرده اندر ششدر خذلان فتاد

با تو زین پس دست در خصل تعدی چون کند

چون یقینش شد که خصلی نیز می نتوان نهاد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵۳ای بر سر ساکنان گردون
  2. شمارهٔ ۵۴سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین
  3. شمارهٔ ۵۵ای دیده روزگار ز دیوان جود تو
  4. شمارهٔ ۵۶سر اکابر دولت صفی دولت و دین
  5. شمارهٔ ۵۷ای طلعت تو دیده جان را به جای نور
  6. شمارهٔ ۵۸ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
  7. شمارهٔ ۵۹ایا شهی که فلک را مهار در بینی
  8. شمارهٔ ۶۰پناه ملت و داعی خلق نصرة دین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.