پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۵۲

عمادالدین تو آن تقدیر حکمی

که با قدرت فلک را نیست مقدار

کشیده خط تو در دفع فتنه

به گرد خطه اسلام دیوار

فکنده هیبتت چون دور دایم

دوار اندر سر گردون دوار

عروس ملک را بربسته زیور

به دست درفشان و لفظ دُربار

تویی آن گوهر عالی که پیشت

فلک مانند خاکستر بود خوار

گر از خاک است گوهر پس چرا شد

ز نسلت گوهری دیگر پدیدار؟

چه می گویم تو دریایی و لابد

به در یا در بود گوهر سزاوار

مبادا کز تو ای دریای معنی

شود هرگز یتیم آن در شهوار

اگر چه این سخن بر جای خویش است

حدیث ما فرحنا یاد می دار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵۴سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین
  2. شمارهٔ ۵۵ای دیده روزگار ز دیوان جود تو
  3. شمارهٔ ۵۶سر اکابر دولت صفی دولت و دین
  4. شمارهٔ ۵۷ای طلعت تو دیده جان را به جای نور
  5. شمارهٔ ۵۸ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
  6. شمارهٔ ۵۹ایا شهی که فلک را مهار در بینی
  7. شمارهٔ ۶۰پناه ملت و داعی خلق نصرة دین
  8. شمارهٔ ۶۱شاها به قدر همت و رای رفیع خویش
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.