پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۶۰

پناه ملت و داعی خلق نصرة دین

تویی که هست ضمیر تو با قضا همراز

کرم،حقیقی و ذاتی تو راست در عالم

هرآنچه هست دگر استعارت است و مجاز

اگر به عنف زنی بانگ ناگهان بر کوه

ز هیبت تو صدا را فرو شود آواز

خدایگانا زان پس که روزگار مرا

بتاخت مدت ده سال در نشیب و فراز

عزیمتم همه آن بود و بس که یکچندی

کنم جناب تو را قبله دعا و نیاز

چه موجب است که از خدمت تو محرومم

نه تو بخیل و نه من جاهل و نه راه دراز

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۲ایا شهی که ز آثار نعل شبرنگت
  2. شمارهٔ ۶۳صاحب عادل نظام الملک ثانی مجد دین
  3. شمارهٔ ۶۴خدایگان جهان شهریار دریا دل
  4. شمارهٔ ۶۵ای صاحبی که هر که در آفاق سرکش ست
  5. شمارهٔ ۶۶میمون و مبارک است شاها
  6. شمارهٔ ۶۷پناه اهل هنر پیشوای روی زمین
  7. شمارهٔ ۶۸سر ملوک جهان فخر دین تو آن شاهی
  8. شمارهٔ ۶۹ای مثال تو را زمین و زمان
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.