پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۶۲

ایا شهی که ز آثار نعل شبرنگت

حسد برد به گه حمله صاحب شبدیز

تویی که بر تن خصم تو دِرع داوودی

ز رمح و تیغ تو پرویزنی بود خون بیز

چو ظلم بر در دروازه وجود رسید

ندای عدل تو بشنید بازگشت و گریز

ببرد چاشنی لطف تو به شیرینی

مزاج بی نمکی از جهان شورانگیز

اگر ز کین تو دندان خصم کنده شود

عجب نباشد از آن عزم تند و خنجر تیز

خدایگانا من بنده بر بساط ملوک

که جمله کم ز تو بودند و بیش از پرویز

به صد هنر قدری آبروی یافته ام

جهان ز حکم تو در نگذرد بگو که مریز

فلک به جام بلا شربتم از آن فرمود

که از عطای مزور نموده ام پرهیز

به سوی من نظری کن که بی سبب با من

جهان سفله به کین است و چرخ دون به ستیز

از آن زمان که فلک بر درت به پا استاد

زمانه بر سر بختم نشسته بود که خیز

کنون که خاک درت را ز اشک دیده من

به رنگ لاله برآورده چرخ رنگ آمیز

مرا به نزد تو بی پایمردی کرمت

برون ز حلقه در نیست هیچ دست آویز

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۴خدایگان جهان شهریار دریا دل
  2. شمارهٔ ۶۵ای صاحبی که هر که در آفاق سرکش ست
  3. شمارهٔ ۶۶میمون و مبارک است شاها
  4. شمارهٔ ۶۷پناه اهل هنر پیشوای روی زمین
  5. شمارهٔ ۶۸سر ملوک جهان فخر دین تو آن شاهی
  6. شمارهٔ ۶۹ای مثال تو را زمین و زمان
  7. شمارهٔ ۷۰ای حکم تو چون قضاءمبرم
  8. شمارهٔ ۷۱افتخار جهان جمال الدین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.