پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۶۹

ای مثال تو را زمین و زمان

کرده از راه امتثال مثول

دولتت را فتور ناممکن

حشمتت را زوال نامعقول

گشته پیش تو رام و آهسته

فلک تند و روزگار عجول

بر رخ آفتاب دولت تو

آسمان نانهاده داغ افول

در دلت نور کبریای خدای

بر تنت فر معجزات رسول

کرده بر وفق رای افلاطون

روح لقمان به قالب تو حلول

قلمت روز و شب کشان در پا

طره جعد و گیسوی مفتول

من بدان عزتی که نفس مراست

گشتم از خدمت ملوک ملول

سخن فضل می نیارم گفت

زانک او شعبه ای بود ز فضول

حاصل الامر مدتیست که نیست

بر در کس مرا خروج و دخول

ار چه ماندم بر آستانه تو

متردد میان ردّ و قبول

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۱افتخار جهان جمال الدین
  2. شمارهٔ ۷۲پناه ملک جهان تاج بخش روی زمین
  3. شمارهٔ ۷۳ای ترا گشته کرم ذاتی و احسان لازم
  4. شمارهٔ ۷۴شهریارا برای مدحت تو
  5. شمارهٔ ۷۵خداوندا درین مدت که من در خدمتت بودم
  6. شمارهٔ ۷۶اِعرِفِ الفرقَ بَینَ دالٍ و ذالٍ
  7. شمارهٔ ۷۷بزرگوارا من در میان اهل عراق
  8. شمارهٔ ۷۸شنید بنده که فرمانده جهان می گفت
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.