پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۶۶

میمون و مبارک است شاها

عزمت که جهان ازوست پر جوش

ای چتر تو را گرفته هر دم

از بهر شرف هوا در آغوش

در موج سپاه ذره فوجت

خورشید سزد به جای چاووش

بیداری دولتت فکنده

در دیده فتنه خواب خرگوش

چون جبهت فرخ تو دیده

مه را بشکسته طرف شب یوش

در مدح تو نفس ناطقه کیست؟

گنگی به زبان عجز خاموش

از بهر مدد به روز رزمت

هر شب شده آسمان زره پوش

اقبال نهاده بر فلک زین

خور غاشیه ات نهاده بر دوش

با دعوی بندگیت گردون

کرده ز هلال حلقه در گوش

مسعود کمینه بنده توست

چون داد به دولتت همه هوش

در مجلس ملک تو ازین پس

بس جام امید گو کند نوش

دیر است که بر امید فردا

بگذاشته ام من امشب و دوش

یادش نکند سعادت ار زانک

بر خاطر شه شود فراموش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۸سر ملوک جهان فخر دین تو آن شاهی
  2. شمارهٔ ۶۹ای مثال تو را زمین و زمان
  3. شمارهٔ ۷۰ای حکم تو چون قضاءمبرم
  4. شمارهٔ ۷۱افتخار جهان جمال الدین
  5. شمارهٔ ۷۲پناه ملک جهان تاج بخش روی زمین
  6. شمارهٔ ۷۳ای ترا گشته کرم ذاتی و احسان لازم
  7. شمارهٔ ۷۴شهریارا برای مدحت تو
  8. شمارهٔ ۷۵خداوندا درین مدت که من در خدمتت بودم
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.