پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۶۵

ای صاحبی که هر که در آفاق سرکش ست

از طوق منت تو بفرسود گردنش

آنجا که رای تو به سر مشکلی فتد

حاجت نیفتد به بیان مبرهنش

در نوبهار تربیتت یافت رنگ و بوی

هر گل که مرغزار سپهرست گلشنش

مرغی کز آشیانه اقبال تو پرد

از اختران ثابته پاشند ارزنش

آتش فروغ عزم تو دارد ازین قبل

در بر گرفته اند چون جان سنگ و آهنش

ای همت تو ساکن آن بقعه کز علو

بیرون هفت خطه چرخ است یر زنش

معلوم رای توست که داعی دولتت

بازی ست کاسمان تو زیبد نشیمنش

انوار مدحت تو بدیدند همگنان

اندر ضمیر صافی و در طمع روشنش

ازانجا که لطف توست چنان کن که بعد ازین

آثار نعمت تو ببینند بر تنش

بادا همیشه کسوت عمرت چنانک بخت

تا روز حشر دست ندارد ز دامنش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۷پناه اهل هنر پیشوای روی زمین
  2. شمارهٔ ۶۸سر ملوک جهان فخر دین تو آن شاهی
  3. شمارهٔ ۶۹ای مثال تو را زمین و زمان
  4. شمارهٔ ۷۰ای حکم تو چون قضاءمبرم
  5. شمارهٔ ۷۱افتخار جهان جمال الدین
  6. شمارهٔ ۷۲پناه ملک جهان تاج بخش روی زمین
  7. شمارهٔ ۷۳ای ترا گشته کرم ذاتی و احسان لازم
  8. شمارهٔ ۷۴شهریارا برای مدحت تو
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.