پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۶۴

خدایگان جهان شهریار دریا دل

توراست دست گهر بخش و لفظ لؤلؤ پاش

بر اسمان و زمین دست مطلق است تو را

که از وظیفه جود تو یافتند معاش

گهی به پنجه هیبت دل جهان بشکن

گهی به ناخن قدرت رخ فلک بخراش

تویی که باد صبا در جهان نیارد کرد

نسیم عارض گل بی جواز حکم تو فاش

مکارم تو چنان عام گشت در عالم

که در سخای تو با من برابرند اوباش

به روی مدح برون بردم این شکایت حال

اساس مظلمه ای می نهم تو حاکم باش

مرا که باز سپیدم سزد که بسته شود

ز آفتاب لقای تو دیده چون خفاش؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۶میمون و مبارک است شاها
  2. شمارهٔ ۶۷پناه اهل هنر پیشوای روی زمین
  3. شمارهٔ ۶۸سر ملوک جهان فخر دین تو آن شاهی
  4. شمارهٔ ۶۹ای مثال تو را زمین و زمان
  5. شمارهٔ ۷۰ای حکم تو چون قضاءمبرم
  6. شمارهٔ ۷۱افتخار جهان جمال الدین
  7. شمارهٔ ۷۲پناه ملک جهان تاج بخش روی زمین
  8. شمارهٔ ۷۳ای ترا گشته کرم ذاتی و احسان لازم
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.