پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۴۶

عماد دولت ودین صدر و پیشوای جهان

تویی که بزم تو را ماه نو پیاله شود

ز ابر دیده چو باران اشک بدخواهت

به لب رسد ز نفسهای سرد ژاله شود

مرا ز شادی جاه تو هر زمان باری

ز خنده لب چو گل و روی همچو لاله شود

چو از حواله شمس طبیب یاد آرم

ز غبن و غصه همه خنده هام ناله شود

هنوز آنقدری باقی ست و می ترسم

از ان که باقی عمرم درین حواله شود

دو روزه را تب خادم بود اگر بدهی

وگرنه از پی این وامهای حاله شود

امید من به تو یک ماهه بیش نیست و هنوز

هزار سال بزی تا هزار ساله شود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۸ایا نموده به صد علم در جهان معجز
  2. شمارهٔ ۴۹به خواب دوش چنان دیدمی که صدر جهان
  3. شمارهٔ ۵۰مربی فضلای زمانه شمس الدین
  4. شمارهٔ ۵۱ای به شش ضرب از جهان در نرد جباری فِره
  5. شمارهٔ ۵۲عمادالدین تو آن تقدیر حکمی
  6. شمارهٔ ۵۳ای بر سر ساکنان گردون
  7. شمارهٔ ۵۴سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین
  8. شمارهٔ ۵۵ای دیده روزگار ز دیوان جود تو
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.