پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۴۵

پناه ملت و راعی خلق نصرة دین

تویی که چرخ به نام تو نامدار شود

بنای شرع به سعی تو مرتفع گردد

اساس عدل به ملک تو استوار شود

چو در شب حدثان صبح دولتت بدمید

چه جای صبح؟که خورشید شرمسار شود

تو از بزرگی جایی رسیده ای امروز

که آسمان ز قبولت بزرگوار شود

چه وهمها که درو بسته بود مهر و سپهر

که دولت تو بر اطراف کامکار شود

امید آن بود اکنون زمانه را از تو

که نظم رونق عالم یکی هزار شود

ز فیض نعمت تو ابر درفشان گردد

ز نشر مدحت تو خاک مشکبار شود

کسی که مدح تو گوید به جای آن باشد

که پیش همت او کاینات خوار شود

اگر قبول نکردم عطات معذورم

که پیش رای تو این نکته آشکار شود

که ابر قطره به دریا از آن فرستد باز

که تا به وقت دگر در شاهوار شود

بیاب کام دل از روزگار چندانی

که روزگار تو تاریخ روزگار شود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۷مرا جان و دل نزد آن سرکش است
  2. شمارهٔ ۴۸ایا نموده به صد علم در جهان معجز
  3. شمارهٔ ۴۹به خواب دوش چنان دیدمی که صدر جهان
  4. شمارهٔ ۵۰مربی فضلای زمانه شمس الدین
  5. شمارهٔ ۵۱ای به شش ضرب از جهان در نرد جباری فِره
  6. شمارهٔ ۵۲عمادالدین تو آن تقدیر حکمی
  7. شمارهٔ ۵۳ای بر سر ساکنان گردون
  8. شمارهٔ ۵۴سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.