پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۳۳

سر اکابر آفاق شمس دولت و دین

تویی که قدرت تو کوه را کمر گیرد

سپاه حادثه را خوف تو به زخم سنان

چو بخت دشمنت از خواب بی خبر گیرد

فلک بسان همایی ست پرگشاده مقیم

برانک بیضه ملکت به زیر پر گیرد

ز لفظ بنده به سمع خدایگان برسان

چنانک لفظ تو باشد مگر که درگیرد

که گر تو دست کرم بر سرم نخواهی داشت

سپهر سرزده زودم ز دست بر گیرد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۵جلال ملت و دین،تو گمان مبر که دگر
  2. شمارهٔ ۳۶خداوندا من آن جراح عمرم
  3. شمارهٔ ۳۷خورشید صدور عصر،صدرالدین
  4. شمارهٔ ۳۸خدیو عرصه ملک و پناه دولت و دین
  5. شمارهٔ ۳۹صدر صدور مشرق و مغرب نظام دین
  6. شمارهٔ ۴۰ای خداوندی که خاک درگهت را ز اعتقاد
  7. شمارهٔ ۴۱گر امین را به ولی عهد ملک
  8. شمارهٔ ۴۲ای گشته جهان جان ز مدحت
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.