پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۳۷

خورشید صدور عصر،صدرالدین

بی لطف تو جان عدوی تن باشد

واندر حرم حمایت حفظت

دوران سپهر مؤتمن باشد

ذات تو و چار صفّه ارکان

عیسی و سرای اَهرمن باشد

جود تو و الماس محتاجان

یعقوب و نسیم پیرهن باشد

شمعی ست جلال تو که در جنبش

نه طاس فلک یکی لگن باشد

با خلق تو باد چون روا دارد

که همدم نافه ختن باشد؟

با لطف تو آب چون در آرد سر

کو معدن لؤلؤ عدن باشد؟

اطراف ردا و رکن دستارت

آرایش صدر و انجمن باشد

ایام کریم و عهد میمونت

تاریخ مفاخر زمن باشد

قدر تو به جای چرخ بنشیند

وانگاه به جای خویشتن باشد

دوری ز در تو اهل معنی را

چون طعنه دوست دلشکن باشد

صدرا سر آن نداشتم کامسال

جز درگه تو مرا وطن باشد

ایام رها نکرد کان دولت

روزی دوسه دافع حزن باشد

از کاری و خدمتی که در حضرت

هرچ آن برود به دست من باشد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۹صدر صدور مشرق و مغرب نظام دین
  2. شمارهٔ ۴۰ای خداوندی که خاک درگهت را ز اعتقاد
  3. شمارهٔ ۴۱گر امین را به ولی عهد ملک
  4. شمارهٔ ۴۲ای گشته جهان جان ز مدحت
  5. شمارهٔ ۴۳ای فلک قدری که هر شب رای رو شنت
  6. شمارهٔ ۴۴ای قضا صولتی که در عالم
  7. شمارهٔ ۴۵پناه ملت و راعی خلق نصرة دین
  8. شمارهٔ ۴۶عماد دولت ودین صدر و پیشوای جهان
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.