پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۳۴

پناه ملت اسلام مجد دولت و دین

دلت نهان جهان آشکار بشناسد

ضمیر پاک تو آن صیرفی استادست

که نقد هفت فلک را عیار بشناسد

فراست تو به یک التفات سر قدر

درون پرده لیل و نهار بشناسد

تو یی که پیش و پس مرکبت به سر بدود

هرانکسی که یمین از یسار بشناسد

جهان جاه تو را طول و عرض از آن پیشست

که وهم هندسه دانش کنار بشناسد

نشان ره گذر همتت کسی داند

که سالکان افق مدار را بشناسد

نهاد غیبت تو ملک را فراوان خار

شگفت نیست اگر گل ز خار بشناسد

زمانه را زتو آبی به روی کارآمد

روا بود که کنون روی کار بشناسد

حقوق دولت تو بر زمانه بسیارست

بس است این که یکی از هزار بشناسد

کسی که در تو به چشم خرد نگاه کند

مواقع کرم کردگار بشناسد

سپهر منت این اصطناع بر گیرد

ستاره قیمت این روزگار بشناسد

همیشه تا نظر عقل دارد آن تمییز

که طبع دی ز مزاج بهار بشناسد

بقای ذات تو در ملک بیشتر زان باد

که عقل مدت آنرا شمار بشناسد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۶خداوندا من آن جراح عمرم
  2. شمارهٔ ۳۷خورشید صدور عصر،صدرالدین
  3. شمارهٔ ۳۸خدیو عرصه ملک و پناه دولت و دین
  4. شمارهٔ ۳۹صدر صدور مشرق و مغرب نظام دین
  5. شمارهٔ ۴۰ای خداوندی که خاک درگهت را ز اعتقاد
  6. شمارهٔ ۴۱گر امین را به ولی عهد ملک
  7. شمارهٔ ۴۲ای گشته جهان جان ز مدحت
  8. شمارهٔ ۴۳ای فلک قدری که هر شب رای رو شنت
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.