پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۶

در سیاست آنکه شاگرد است طفلِ مکتبی را

کی به استادی تواند خویش سازد اجنبی را

این وَجیه‌ُالْمِلّه‌ها هستند قاصِر یا مُقَصِّر

برکنید از دوششان پاگون صاحب‌منصبی را

پای بنهادند گمراهانه در تیهِ ضلالت

پیروی کردند هر قومی که شیخانِ صبی را

خوب و بد را از عمل ای گوهری بشناس قیمت

کز نُبی بشناختند آزادگان قدرِ نَبی را

از فسون آنان که با ما دم زنند از نوع‌خواهی

روبه‌روی آفتاب آرند ماهِ نَخشَبی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸به هنگامِ سیه‌روزی عَلَم کن قَدِّ مردی را
  2. شمارهٔ ۹می‌دهد نیکو نشان کاخی مکانِ فتنه را
  3. شمارهٔ ۱۰باز گویم این سخن را گرچه گفتم بارها
  4. شمارهٔ ۱۱سرپرست ما که می‌نوشد سبک رطل گران را
  5. شمارهٔ ۱۲غارت غارتگران شد مال بیت المال ما
  6. شمارهٔ ۱۳زد فصل گل چو خیمه به هامون جنون ما
  7. شمارهٔ ۱۴با دل آغشته در خون گرچه خاموشیم ما
  8. شمارهٔ ۱۵شبیه ماه مکن طفل خردسال مرا
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.